ه‍.ش. ۱۳۹۲ بهمن ۵, شنبه

تاريخ و ادبّيات ترکمن در قرون XIV و XV - (بررسی تاریخ و اشعار جهانشاه حقيقی) - 2

جهانشاه (حقیقی)۱۳۹۹-۱۴۶۷/م
2. اوج گیری قدرت جهانشاه و وفات پدر

چنانکه بروایت تاریخ بر آن اطلاع حاصل شده است، در قرون چهاردهم و پانزدهم ميلادی در نواحی غرب ايران يعنی در قفغاز و آنادولی دولتهای ترکمنان قره قويونلوی و آق قويونلوی حکمرانی می کرده اند. سر سلسله حکومت ترکمنان قره قويونلوی قره يوسف بوده است. او در سالهای ۱۴۰۸-۱۴۱۰در جنگ برعليه تيموريها بر آنها غلبه پيدا می کند. در فاصله کمی بعداز آن حاکم عراق، بر سلطان احمد جلايری، درجنگی که نزديکی تبريز رخ داده بود، پيروزی نصيب لشگريان او می گردد. او در همان ايّام اساس حکومت سلسله ترکمنان قره قويونلوی را پی ريزی و پايتخت خودرا شهر تبـريز انتخاب می کند. اين دولت تا سال ۱۴۶۸ ميلادی بر سرير قدرت باقی ماند."[10]

خلق و تحرير بعضی از آثار کلاسّيک ترکمنی همچون آثار ليريکی "صايد و همراه"، "زهره و طاهر"، "يوسف - زليخا" و غيره مصادف با همين دوران می باشـد. يکی از مثالهای بارز آن "... تحرير و کتابت اثر ارزنده و شاهنامه ترکمنها "قورقوت عـطـا (ده َده َ قورقُود)" است که مربوط به همين دوره می باشد."[11] که بعدها از جانب اروپائيان خریداری شده، و در حـال حاضر در موزه های "درسدن آلمان" و "موزه واتيکان رُم" نگهداری ميشود.

در سال ۱۴۱۵ميلادی قره يوسف ابن قره محمّد ترکمن پس از برقراری قدرت حاکميّت در اکثر نقاط ايران بر تخت سلطانی نشست. در همان ايّام نيز جهانشاه را با وجود اينکه بسيار جوان بود، وی را بعنوان حکمدار سلطانیه تعيين ميکند.

در مورد ايّام جوانی جهانشاه نيز اطّلاعات بسيار دقيقی در دست نيست. امّا بر اساس اطلاعات منابع موجود تاريخی، او در ۱۶ سالگی حاکميّت را در شهرسلطانيّه رنجان شروع مي کند که پایتخت الجایتو (خدابنده) بود. جهانشاه در سن ۲۱-۲۰ سالگی، درسال ۱۴۲۰/م. با دختر امپراطور طرابوزان آلکسی چهارم ازدواج ميکند.* البتّه در آن اياّم او همسری بنام "جان بيگم" نيز داشته است. در اين ميان هنوز بطور دقیق آشکار نیست که آیا دختر امپراطور طرابوزان همان جان بيگم بوده، يا اينکه او همسر ديگر جهانشاه می باشد؟ چرا که او چندين بار از اختلافات بين جهانشاه و پسرش حسنعلی ممانعت کرده بود. به عقيده ما اين زن درزندگی سياسی- اجتماعی جهانشاه نقش مهمّی را بازی کرده است. اين مسئله در اساس خود مفهوم و اهمّيت قابل ملاحظه ای را بخود ميگيرد، که پادشاه مقتدری چون جهانشاه از یکی از زنان خود که در اصطلاح مرد سالارانۀ آن زمان ضعيفه نامیده میشده متابعيت نماید.*

جهانشاه در سال ۱۴۲۰/م. خبر بسيار غم انگیزی را در محلّ حکمروائی خود شهر سلطانيّه رنجان دريافت می کند، و آن فوت نابهنگام پدرش در دارالسلطنۀ تبریز بود. او پس از اطّلاع از فوت پدرش با سرآسيمگی و شتاب از سلطانيّه، به طرف تبريز حرکت ميکند. مادر میرزا جهانشاه٬ آلچاق گؤویندش بیکه تا رسیدن وی به دارالسلطنۀ تبریز و به احترام شوهرش جسد وی را تا سه روز در بارگاه نگهداشته و برای وی مرثیه و مولود سروده است. وی پس از سه روز جسد مطهر بهادر(باطر٬ سردار) سلطان قره یوسوپ ابن قره ترکمن قره قویونلی را با تشریفات ویژه به خاک می سپارد.

شاهرخ تیموری از اين فرصت پيش آمده استفاده کرده و سلطانيّه تبريز را به تصرّف خود در می آورد. زيرا او در همان ايّام اطراف نواحی شيروان را نيز به کمک ترکمانان به تصرّف خود در آورده بود. امّا او با جهانشاه مسامحه ميکند و تاج و تخت آل تمغا (تغما)[12] را به او مسترد ميگرداند. (گوهرشاد آغا بانی مسجد معروف مشهد خواهر سلطان قرایوسف پدر جهانشاه است که زوجه میرزا شاهرخ بن امیرتیمور بود.)

شاهرخ در سالهای ۱۴۳۵ /م. سفر سوّم خودرا آغاز ميکند. او در ماه ژانويه (جمادی الآخر) همان سال در ری توقّف ميکند. در ماه ژوئن او از جهانشاه دعوت بعمل می آورد که آذربايجان را از قيد اسکندر آزاد کرده و به تصرّف خودشان در آورند. شاهرخ ميخواست از اختلافات بين دو برادر جهت حفظ خود از رسوائی و مصون ماندن از خطر از هم پاشيدگی و يکپارچگی دولت خویش بهره برداری کند. در اين سالها بود که جهانشاه به تخت سلطنت جلوس ميکند. او زمستان آن سال را در محلّی بنام قيزيل آقاچ از نواحی تالش سپری ميکند.

دشمنی و خصومت بين برادران تا حدّی اوج مي گيرد که به درجه آز و حرص ميرسد. عاقبت اين اختلافات به جنگی که درسال ۱۴۳۶/م. مطابق با ۸۴۰/ق. در محلّی بنام "صوفيان" در نزدیک تبریز می انجامد. در اين جنگ اسکندر شکست می خورد و پيروزی نصيب جهانشاه "حقيقی" ميگردد. بدين ترتيب حکومت دولت ترکمنان قره قويونلوی در دست جهانشاه متمرکز ميگردد. با تمرکز يافتن قدرت در يدّ جهانشاه، او شروع به بسط و گسترش حدود و ثغور مملکت به ميراث رسيده خود می نمايد. در اين ايّام جهانشاه اوقات خود را بيشتر صرف استحکامات امور دولتی می نماید.

در بین قرون XIII تا XIX/م. در مسائل دینی - عقیدتی فرقه ها و مکتبهای چندی از تصوف اسلام منشعب می شوند که یکی از آنها مکتب "حروفیّه" است. ریشه این مکتب را به منصور حلاّج میرسانند اما بنیادگذار آن فضل الله نعیمی و شاخص ترین نمایندۀ آن عمادالّدین نسیمی بیضاوی است که شرحش نیاز به بحثی جداگانه دارد. در اینجا اهمیّت این موضوع، مقارن بودن بخشی از این جنبش ازنظر زمانی با دورۀ حکمروائی جهانشاه قره قویونلی می باشد که خود نیز زمانی تحت تأثیر این مکتب قرار گرفته بود. ... ادامه دارد...
=============================
 10. Jahanşa Hakyky, / görk. iş /, 5 sah.

11. ГОРКУТ АТА, - 1500,. Макалалар йыгындысы, (Hangeldi OWNUK, “Gorkut ata eposynyñ daşary ỳurtlardaky warianty”), “Магарыф”, A.:-1999 м. (Konfrensiỳa).


12. نسل آل اوغوز هر یک دارای نشانهای خاصّی بودند که مربوط به ۲۴ فرزند اعوز خان ميباشد. اصل کلمه شکل معّرب شده " تموغ" ميباشد که مفهوم آتش را ميرساند. آن عبارت از ابزاری بوده است که علامتی را با فلز ريخته گری میشده و هنگام علامتگذاری بر احشام خود آنرا در آتش داغ و نشان مربوط را بر روی احشام تموغا ميکرده اند. امروزه این کلمه بصورت طاغما "تغما" در بین ترکمنها تلفظ میشود.