۱۳۹۲ بهمن ۹, چهارشنبه

منابع و توضیحات:

منابع مربوط به دوره جهانشاه حقیقی (قرون 14-16)
منابع و توضیحات:
 
[1]. آسیمیلاسیون(Assimilation): همسان سازی، یکسان سازی سایر اتنیکها و فرهنگهای موجود در یک تمامیت جغرافیائی مشخص از طریق حاکمیت فرهنگ غالب.

2. ҖАХАНША ХАКЫКЫ, "Гошгулар Диваны", ТМГИ, АШГАБАТ - 1999. 120 сах. [2. Jahanşa Hakyky, “Goşgylar diwany”, TMGI, Aşgabat – 1999 ỳyl, 124 sah.].
 
3. تصاویر متون را در آخر این اثر گنجانیدیم. -[ابن کربلائی، حافظ حسین بن کربلائی، روضات الجنان و جنّات الجنان،/ تألیف حسین کربلایی تبریزی، با مقدّمه و تکمله و تصحیح و تعلیق جعفر سلطان القرّائی، به سعی و اهتمام محمّدامین سبطان القرّائی. - تبریز: شتوده، 1382. 478].
4 . در شجره شناسی اتنيکی اقوام ترکمن، قره قويونلوئيها از شاخه بهارلوئی که اعقاب آنها مربوط به طوايف ۲۴ گانه اوغوز ميگردد، ميباشـد. طایفه "بهارلوئی یا بهارلی" در حال حاضر یکی از طوایف قابل شمار در جمهوری ترکمنستان است که یکی از همکاران نزدیک اینجانب نویسنده این سطور از طایفه بهارلی ها دکتر اراز پولاد بهارلی اکأیف است. وی در انستیتو پژوهشی تاریخ یکی از آکادمسین های آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان است.

5 . مصّوبه کنفـرانس "اتحادیّه انسانی تـرکـمنهای دنـیِـا"، موضـوع کنفـرانس: "آفورمیلـِّـنـیه ايی پرایزخاژدِنیه تورکـمِـنسکی ناروُد (بستر باستانی و شکل گیری خلق تـرکـمن)"، عشق آباد – سال 1992- 1993/ م.

6. ҖАХАНША ХАКЫКЫ, "Гошгулар Диваны", ТМГИ, АШГАБАТ - 1999. 120 сах. [6 . Jahanşa Hakyky, “ Goşgylar diwany ”, TMGI, Aşgabat – 1999 ỳyl, 5 sah.]

7 . یکی از خوانین غرب تیموریان (گورکانیان)

8. در بعضی از روايات " داغ آلپ" بوده و آن نيای اسطوره ای ترکمنان امروزی قلمداد می شود.( خ. اونق).

9. Курбанов Г. « Персоязычное литературное наследие туркмен в XIV- XV вв, », Ашхабад – 1990 г. , 113 стр.

10. Jahanşa Hakyky,  /görk. iş/, 5 sah.
11. ГОРКУТ АТА, - 1500,. Макалалар йыгындысы, (Hangeldi OWNUK, “Gorkut ata eposynyñ daşary ỳurtlardaky warianty”), “Магарыф”, A.:-1999 м. (Konfrensiỳa).
12. نسل آل اوغوز هر یک دارای نشانهای خاصّی بودند که مربوط به ۲۴ فرزند اعوز خان ميباشد. اصل کلمه شکل معّرب شده " تموغ" ميباشد که مفهوم آتش را ميرساند. آن عبارت از ابزاری بوده است که علامتی را با فلز ريخته گری میشده و هنگام علامتگذاری بر احشام خود آنرا در آتش داغ و نشان مربوط را بر روی احشام تموغا ميکرده اند. امروزه این کلمه بصورت طاغما "تغما" در بین ترکمنها تلفظ میشود.

13. وی در سال ۷۴۰ هجری در استراباد ترکمنصحرا(قپچاق) متولد شد و در سن پنجاه و شش سالگی در سال ۷۹۶ توسط میرانشاه تیموری به قتل رسید.

14. در سال ۸۳۰ پس از نماز جمعه٬ در مسجد هرات یکی از مریدان فضل اللَه٬ به نام احمد لُر٬ کاردی در شکم شاهرخ تیموری فرو کرد٬ امَا بعد یکی از نگهبانان احمد لر را کشت و شاهرخ نیز درمان شد. بایسنعر میرزا٬ فرزند شاهرخ٬ به تفحَص در باره کسانی پرداخت که به حجره احمد لر رفت و آمد می کردند. در این ماجرا فرزند هی العلیا بنام «خواجه عضدالَدین» نواده دختری فضل اللَه٬ همراه با جمعی که متهم به دوستی با احمد لر بودند٬ کشته و سوزانده شدند. مرجع:[- احمدبن محمد خوافی٬ مجمل فصیحی٬ ج۳٬ ص۱۱۱۴٬ چاپ محسن ناجی نصرآبادی٬ تهران ۱۳۸۶/ش.٬ همچنین نکـ: - خواندمیر٬ ج۳٬ ص.ص. ۶۱۵-۶۱۷.].
15. در روایات ترکمنی به "نجق سلطان (شیخ أبونصرألنجق سلطان )" معروف است. از علمای دوره تیموریان در غرب امپراطوی قطب ترکمنان اهل سنت بوده و در ترکمنستان امروزی و ایران بنام «نجق سلطان» مشهور و مورد تقدیر و مستفیض است. از اقطاب اهل سنت می باشد.

16. مؤلف: حافظ حسین بن کربلائی(معروف به ابن کربلائی) تبریزی، "روضاتُ الجِنان و جنّاتُ الجَنان"،/ با مقدّمه و تکمله و تصحیح و تعلیق جعفر سلطان القرّائی، جلد اول صفحات (478-481) وبه سعی و اهتمام محمّدامین سلطان القرّائی. - تبریز: انتشارات ستوده، 1382.

17. پیر بوداق دایره المعارف بزرگ اسلامی جلد: 14 شماره مقاله: 5600

18. سلطان اوزین حسن پادشاه سلسله ترکمنان آق قویونلی که بعداز انقراض سلسله قره قویونلی ها به حکومت میرسند، دربعضی نوشته ها به (اوزون حسن) یاد شده و به این لقب اشتهار یافته است. وی افزون بر این که مردی شجاع بود، شخص باهوش و با درایتی نیز بود. او توانست از حوادث سیاسی به نفع خود و قبیله اش بهره برداری نماید و برای سود جستن از امکانات به هر وسیله ممکن دست می یازید. ازجمله ازدواج وی بایک شاهدخت مسیحی به نام «کورا کاترینا» معروف به "دسپیتا خاتون" که درنوشته دکتر ذبیع الله صفا این نام «کارلو یوانیس یا جوانیس (karlo jaonees)" آمده است که، وی با دختر امپراطور طرابوزان که در همجواری با قلمرو پادشاهی اش قرار داشت، ازدواج می کند. وی بدینوسیله توانست با آن امپراطوری نیز اتحاد و روابط سیاسی حسنه برقرار کند، تا جایی که در تاریخ ادبیات ایران آمده است: "- مادر شاه اسمعیل خانم شیخ حیدر، که "مارتا(Martha)" نام داشت نیز دختر اوزین حسن بود." همچنین در نوشته دکترحسین میرجعفری، ازدواج شیخ جنید صفوی، با خواهر اوزین حسن، خدیجه بیگم ذکر شده است که بدین سبب شیخ جنید و فرزندش حیدر مورد حمایت اوزین حسن قرار گرفتند. باید حاطر نشان کرد که ایشان در این زمان پیرو اهل سنت بودند و در حدود گیلان مریدانی داشتند و بعدها شیخ حیدر به مذهب تشیع گرویده است.

19. اِبْن‌ِ تَغْري‌ بردْي‌ ابوالمحاسن‌ جمال‌الدين‌ يوسف‌ بن‌ تغري‌ بردي‌ ابن‌ عبدالله‌ ظاهري‌ حنفى‌ (ح‌ 812 -874ق‌/1409- 1469م‌)، مورخ‌ مسلمان‌. وي‌ در خانة امير منجك‌، جنب‌ مدرسة سلطان‌ حسن‌ در قاهره‌ زاده‌ شد (مرجى‌، 1/10) و به‌ گفتة خود ابن‌ تغري‌ بردي‌ در النجوم‌ (14/118) تولدش‌ تخميناً پس‌ از 811 ق.‌ بوده‌ است‌. نام‌ تغري‌ بردي‌ مركب‌ است‌ از دو واژة تركى‌ تغري‌ (تنگري‌) و بردي‌ (بيردي‌ يا ويردي‌) كه‌ جمعاً به‌ معناي‌ «خداداد» است.
20. جهت دسترسی به این مطلب میتوانید به صفحه 18 فایل پی دی اف آن  در اینترنت مراجعه کنید!

21. کلمه "آت" در ادبیات ترکمنی به دو تفهیم "اسم" و "اسب" تعبیر می شود.

22. جهت تمایز روند شکل گیری این عناوین، شکل نوشتاری آنرا در منایع موثق روسی-انگلیسی بشکلهای، "تورک(Тюрк)"، قبل از شکلگیر عنوان "تورکمان(تورکمن یا ترکمن) بوده است. اطلاق وجه تسمیه "تورکمان"، در روند "تورک ایمانی" که آن اولین بار بشکل "تورکمان" از تاریخ بیهقی شروع میشود. همچنین اطلاق وجه تسمیه "ترک" بعداز تغییر مذهب در دوره صفویان از جانب شاه عباس کلمه "تورکمن" را از اسامی "تورکمنان صاحب منصب" در دربار برداشته میشود. بجای آن کلمه "ترک" یا "شاهسون(در ترکی شاهسون، در ترکمنی شاسؤیین، در فارسی و عربی شاه حسین)" مورد استفاده قرار می گیرد. در حال حاضر وجه تسمیّه "ترک" هم مورد هجوم قرار گرفته است!.

23. این سفراء و جاسوسان اروپائی بنام "تاجرین ونیزی" در تاریخ مشهورند.

24. ҖАХАНША ХАКЫКЫ, "Гошгулар Диваны", ТМГИ, АШГАБАТ - 1999. 120 сах.
[24. Jahaşa Hakyky, “ Goşgylar diwany ”,TMGI, Aşgabat- 1999 ỳ., 5 sah.]

25. این سخن دولتشاه سمرقندی نشان میدهد که جهانشاه معتقد به مکتب حروفیزم بوده است. چون در نزد حاملین دیدگاه حروفیزم اعتقادات تند مذهب و شریعت بشدت تعدیل می یابد. بعد ها همین امر زمینه پیدایش تفکرات اگزیستانسیالیستی و سکولاریستی در بین مسلمانان میشود.
 26. Vladimir Minorsky, “Karakoyunlu Cihanşâh ve şiirleri", Türkçe terc. M. Erol, Selçuklu Araştırmaları Dergisi, II, (1970), s. 153-180;
27. روایت دیگری نیز به این شکل هست: «دوره ای که ترکمنان غز( اوغوز ) دومین دولت اسلامی خود را در شرق ايران استحکام بخشيده اند، در بين سه زبان عربی، فارسی و ترکمنی، زبان فارسی را بعنوان زبان ديوانی دولت ترکمنان انتخاب کرده اند. اين زبان که ازدوره سقوط سلسله ساسانيان و حملات و حضور اعراب درماوراء الّنهر جلوه عمومی خودرا از دست داده بود، با سفارش به تحرير کتابی غير از زبان عربی و ترکمنی از جانب سلطان محمود غزنوی به ابوالقاسم فردوسی، با خلق و ترجمه به فارسی اثر شاهنامه از روی نسخه تورکی غوتادغو بلليک تحولی گویا (جدّی) بخود ميگيرد. اين حادثه باعث انتخاب زبان فارسی در ديوان دولت غزنويان ميگردد. رسم انتخاب اين زبان در دوره امپراطوری کبير ترکمنان سلجوقی نيز به قوّت خود باقی می ماند.».

28. در يک مأخذ ديگر اين تعداد ۲۹ بيت نشان داده شده است.

29. البتّه اين نظر مؤلّفين اثر چاپ شده جهانشاه حقيقی می باشد.
29. حقيقی، " شعرلر کتابئنئن ترتيبی و شرح لری"، فيلولوژی علملر نامزدی، لطيف حسين زا ده نئن دئر. ايروا ن – ۱۹۶۶/ م.
i[29. Hәqiqi. Şe’rlәr. Kitabın tәrtibi vә şәrhlәri filoloji elmlәr namizәdi, dotsent Lәtif Hüseynzade, Hayastan nәşriyyatı, Yerevan, 1966]i
30. در هما نجا.
[Orig.]. Cahanşah Həqiqi, seçilmiş əsərləri, Tərtib, müqədimə və lüğətin müəllifləri: Әbülfəz Rəhimov, Lətif Hüseynzade, Mail Әliyev, Bakı, Yazıçı, 1986
31. ҖАХАНША ХАКЫКЫ, "Гошгулар Диваны", ТМГИ, АШГАБАТ - 1999. 120 сах.
[1]31a. Jahanşa Hakyky, “ Goşgylar diwany ”, /Görk.iş/,.

32. از این کلمه میتوان دو برداشت نزدیک به هم استنتاج نمود. یکی «بیر یان» به مفهوم «به سویی٬ بطرفی»٬ دومی در مفهوم «بریان: پخته شده٬ برشته شده٬ مثل: مرغ بریان: مرغ برشته شده» لیکن در نسخه برگردان کریل-ترکمنی آنرا «بیر یان: به کنجی٬ مفهوم شده است.
33. اين بيت از اصل اثرکه در حروف الفبای عربی-فارسی نگاشته شده است، به حروف الفبائی کريلسکی(سيريليک يا کريليک) نامفهوم برگردانده شده است! آن را به اين شکل برگردانده اند: "جمله عالم سنينگ ظانّئنگچا، فرمان سنده دير؟"در اصل علامت ويرگول بعداز کلمه "ظنّ"، قبل از کلمه "چه" می بايستی گنجانيده می شد.
34. در اصل "آب ِ حَـيّـان" بايد باشد. "حیّ(زنده، زندگی)" و "ان" اسم جمع آن است. در ادبيّات سابق نوشتاری براساس قواعد دستوری کلمه "حيّان" بصورت "حيوان" نوشته ميشده، که در اين صورت با " يای " مشدد حرف " واو" خوانده نميشده است.....مانند " خوان" که "خان" خوانده می شد. درهر حال به مفهوم زندگان است.
35. این بند بسیار مهیج را که در نسخه ارمنی آن موجود نیست، از جانب خانم لیلی خاقانی مسئول صفحات ترکی هفته نامه "هفته" مونترال که جهت انتشار مقالاتی در این باب، ارائه شده بود، بر آن افزوده شده است و بدینوسیله ازیاری سرکار خانم لیلی خاقانی بینهایت متشکریم.

36. ["Istorya Azеrbaydzana" t. I, Baku, 1958- 202 sah.]).([-[История Азербайджана" т. I. Баку, 1988-202 стр.]. ....
37. V. Minorsky, “Karakoyunlu Cihanşâh ve şiirleri", Türkçe terc. M. Erol, Selçuklu Araştırmaları Dergisi, II, (1970), s. 153-180; [MINORSKY, Vladimir Fed’orovich -(1877-1966), outstanding Russian scholar of Persian history, historical geography, literature and culture.].

38. ديوان ميرزا جهانشاه (حقيقی تركمن، جهانشاه بن قرايوسف، - ٨٧٢ ق)، به كوشش فيروز رفاهی. تهران٬ فيروزان٬ ٣٨٠ ٬ ٣٣٣ ص٬ عنوان روی جلد: ديوان فارسی - تركی بر اساس نسخه دستنويس كتابخانه مركزي دانشگاه تهران٬ 964-92994-2-4 ٬ شعر فارسی-- قرن ٩ ق/. شعر تركی, ايران, قرن ٩ ق.

39. بلحاظ مفهوم شعری این بیت از شعر شاعر درست برگردانده نشده است.
صاحب کشّافا منطق دان معنا سورمئشام،
علم و حيـات دان بيان شرح تکرار اتميشم.
صاحب کشّاف را زمنطق پرسشی جويا شدم،
از بيان علم و حيـات شرح ِ تکرار نمودم.
... در نسخه کریل - ترکمنی آن از روی دستنوشته درست برگردانده نشده است:
«علم و حيـات دان» بصورت «علمی محیَاتدان[؟] بیان شرح تکرار اتمیشم.»
 Ылмы мухыйятдан[?] беян шерхи текрар этмишем." ...
داده شده است!
[-“Жаханша Хакыкы”, Гошгулар, Ашгабат, ТМГИ, 1999 й., cах., 46]
 در حالیکه در نسخه دستنوشته آن "علم و حیات دان" درج شده است! ...
 **************************************
منابع مهم موجود:
١. ديوان ميرزا جهانشاه (حقيقی تركمن، جهانشاه بن قرايوسف، - ٨٧٢ ق)، به كوشش فيروز رفاهی. تهران٬ فيروزان٬ ٣٨٠ ٬ ٣٣٣ ص٬ عنوان روی جلد: ديوان فارسی - تركی بر اساس نسخه دستنويس كتابخانه مركزي دانشگاه تهران٬ 964-92994-2-4 ٬ شعر فارسی-- قرن ٩ ق/. شعر تركی, ايران, قرن ٩ ق
2. John E. Woods, The Aqquyunlu clan, confederation empire:a study in 15th/ 9th century Turko-Iranian politics , Minneapolis 1976. ...

3. JOURNAL: Bulletin of the School of Oriental and African Studies, University of London, Jihan Shah Qara Qoyunlu and His Poetry-1954

4. Minorski, Cahanşah Qaraqoyunlu və onun şe’rləri, Bulletin of School of Oriental and African Studies (BSOAS), London, 1954, 17-2, s.293
[-Vladimir Fedorovich Minorsky, "Jihän-Shäh Qara-Qoyunlu and his poetry", BSO [ A ] S, XVI, pt.2 (1954);]

5. Hәqiqi. Şe’rlәr. Kitabın tәrtibi vә şәrhlәri filoloji elmlәr namizәdi, dosent Lәtif Hüseynzadә, Hayastan nәşriyyatı, Yerevan, 1966

6. Cahanşah Həqiqi, seçilmiş əsərləri, Tərtib, müqədimə və lüğətin müəllifləri: Әbülfəz Rəhimov, Lətif Hüseynzadə, Mail Әliyev, Bakı, Yazıçı, 1986.

7. Vladimir Minorsky, “Karakoyunlu Cihanşâh ve şiirleri", Türkçe terc. M. Erol, Selçuklu AraştırmalarıDergisi, II, (1970), s. 153-180;

8. “Hükümdar, Şair, Trajedi Kahramanı: Karakoyunlu Cihanşah ve Türkçe Şiirleri-(Cihanşah the Karakoyunlu Emperor and His Poems in Turkish, 2002) Doç.Dr. Muhsin Macit, Grafik Yayınları, 2002” Virgül, 50 (Nisan 2002), ISBN 975-93344-1-0, Sayfa Sayı 210.

9. Jale Demirci, "Cihanşah (Hakîkî) Divanın iki Yeni Nüshası", Türkoloji Dergisi, XII/1, (1997), s. 127-138;

10. Faruk Sumer, Kara Koyunlular: başlangictan Cihan Şah'a kadar, Ankara 1984; idem, Oguzlar (Türkmenler): tarihleri-boy teşkilati- destanlari, Ankara 1967; TDVIA , s.vv. "Cihan Şah" (by Enver Konukµu), "Karakoyunlular" (by Faruk Sumer);

11. Walther Hinz, "Beitrage zur iranischen Kulturgeschichte", ZDMG , vol.91 (1937); idem, Irans Aufstieg zum Nationalstaat: im funfzehnten Jahrhundert, Berlin 1936; IA , s.v. "Cihan-Sah" (by Mukrimin H. Yinanµ);

12. Bert G. Fragner, Repertorium persischer Herscherurkunden, publizierte Originalurkunden (bis 1848 ), Freiburg 1980;

13. Hans Robert Roemer, Persien auf dem Weg in die Neuzeit Iranische Geschichte von 1350-1750,
14. Roger Mervyn Savory, "The struggle for supremacy in Persia after the death of Tmur", Der Islam , vol. 40, no. 1 (May 1964);

15. Heribert Busse, Kara Koyunlular devri , Ankara 2001; Untersuchungen zum islamischen Kanzleiwesen: an Hand turkmenischer und safawidischer Urkunden, Cairo 1959;

16. Michel M., Mazzaoui, The origins of the Safawids: S`ism, Sufism, and the Gulat, Wiesbaden 1972;

17. Ralph H. Pinder-Wilson, "Timurid architecture", in The Cambridge history of Iran , vol.6, ed. Peter Jackson and Laurence Lockhart, London 1986;

18. Beirut 1989; idem, "Das turkmenische Intermezzo: persishe Geschichte zwischen Mongol und Safawiden", Archaologische Mitteilungen aus Iran , vol. 9 (1976);

19. Marianne Schmidt-Dumont, Turkmenische herrscher des 15. Jahrhunderts in Persien und Mesopotamien nach dem Tarih al-Giyati, Freiburg 1970;

20. M. etin Varlik, "Kara-Koyunlular", in Buyuk Islam tarihi:dogustan gunumuze, vol.8, ed. Hakki Dursun Yildiz, Istanbul: Cag Yayinlari, 1992;

************************      
منابع اینترنتی قابل دسترسی: 1. ایران و جهان - 2. آق قویونلی لار - 3. آلکسی چهارم-طرابوزان - 4. والتر هینتس - 5. نقدی بر یادداشت "قاراقویونلی ها" - 6. روند تحولات تاریخی...اقوام ایرانی با تأکید بر قوم ترکمن-غلامرضا حسنی - 7. آرامگاه شاهان تورکمن - 8. بغرنج قومی و ملی درايران؛ از افسانه تا واقعيت - بخش اوّل - 9. بغرنج قومی و ملی درايران؛ از افسانه تا واقعيت - بخش دوّم - 10. يکهزار واژه اصيل تركي در پارسي - 11. FF - 12. GG - 13. HH - 14. KK - 15. LL - - - - - - -
مأخذ و ادبیات:
1. خاطرات ليدي شيل، ترجمه: حسين ابوترابيان، تهران، ‌نشر نو، ‌1362، ص 71-74 .
2.والتر هینتس. شاه اسماعیل دوم صفوی. ترجمهٔ کیکاوس جهانداری. چاپ اول. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۱
3. جنایات شیخ حیدر و شاه اسماعیل 
4. تشیّع قاراقویونلوها (780-872 ه.ق.) - سید مسعود شاهمرادی - نسخه فایل پی دی اف
5. تاريخچه كتاب و كتابخانه در ايران

5. نقدی بر مقاله: "اشعار بازمانده از جهانشاه حقیقی"، از: مهدی اللهیاری تبریزی.  
* منابع ویژه تحت مطالعه"
2. تضاد سند با واقعیّت تاریخی در بیان علل اختلاف سلطان یعقوب آق قویونلو با شیخ حیدر صفوی
***********************
منابع ردیف شده عربی، فارسی، ترکی:
1. ابو بكر طهرانی‌، كتاب‌ دیاربكریه، چاپ‌ نجاتی‌ لوغال‌ و فاروق‌ سومر، آنكارا 1962ـ1964، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1356 ش‌.
2. دولتشاه‌ سمرقندی‌، كتاب‌ تذكرة الشعراء، چاپ‌ ادوارد براون‌، لندن‌ 1318/1901.
3.  همو، النجوم‌ الزاهره‌ فی‌ ملوك‌ مصر و القاهره‌، قاهره‌ [? 1383] 1392/ [? 1963] 1972.
4. ابن‌ كربلائی‌، روضات‌ الجنان‌ و جنات‌ الجنان، چاپ‌ جعفر سلطان‌ القرائی‌، تهران‌ 1344ـ1349 ش‌.
5.  عبدالرزاق‌ سمرقندی‌، مطلع‌ سعدین‌ و مجمع‌ بحرین‌، چاپ‌ عبدالحسین‌ نوایی‌، تهران‌ 1383 ش‌.
6. شرف‌ الدین‌ بن‌ شمس‌ الدین‌ بدلیسی‌، شرفنامه‌: تاریخ‌ مفصل‌ كردستان‌، چاپ‌ محمد عباسی‌، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [? 1343 ش]‌.
7. بوداق‌ منشی‌ قزوینی‌، جواهر الاخبار: بخش‌ تاریخ‌ ایران‌ از قاراقویونلو تا سال‌984 ه .ق‌.، چاپ‌ محسن‌ بهرام‌ نژاد، تهران‌ 1378 ش‌.
8.  تاریخ‌ قزلباشان‌، چاپ‌ میرهاشم‌ محدث‌، تهران‌: بهنام‌، 1361 ش‌.
9. احمدبن‌ نصراللّه‌ تتوی‌ و همكاران‌، تاریخ‌ الفی‌: تاریخ‌ هزار ساله‌ اسلام‌، چاپ‌ غلامرضا طباطبائی‌ مجد، تهران‌ 1382 ش‌.
10. محمد علی‌ تربیت‌، دانشمندان‌ آذربایجان‌، تهران‌ 1314 ش‌.
11. عبدالرحمان‌ بن‌ احمد جامی‌، دیوان، چاپ‌ اعلاخان‌ افصح‌ زاد، تهران‌ 1378 ش‌.
12. عبداللّه‌ بن‌ لطف‌اللّه‌ حافظ‌ ابرو، زبدة التواریخ‌، چاپ‌ كمال‌ حاج‌ سید جوادی‌، تهران‌1380 ش‌.
13. خواندمیر؛ خورشاه‌ بن‌ قباد، تاریخ‌ ایلچی‌ نظام‌ شاه‌، نسخه‌ خطی‌ كتابخانه‌ مركزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، ش‌ 4323.
14. همو، المنهل‌ الصافی، ج‌ 5، چاپ‌ نبیل‌ محمد عبدالعزیز، قاهره‌ 1988.
15. حسن‌ روملو، احسن ‌التواریخ‌، چاپ‌ عبدالحسین‌ نوائی‌، تهران‌ 1384 ش‌.
16. محمدبن‌ عبدالرحمان‌ سخاوی‌، الضوء اللامع‌ لاهل‌ القرن‌ التاسع، قاهره‌: دارالكتاب‌ الاسلامی‌، [بی‌تا.].
17. ابن‌تغری‌ بردی‌، منتخبات‌ من‌ حوادث‌ الدهور فی‌ مدی‌ الایام‌ و الشهور، چاپ‌ ویلیام‌ پوپر، بركلی‌ و لوس ‌آنجلس‌ 1930ـ1942.
18. عالم‌آرای‌ صفوی‌، چاپ‌ یداللّه‌ شكری‌، تهران‌: اطلاعات‌، 1363 ش‌.
19. اسناد و مكاتبات‌ تاریخی‌ ایران‌: از تیمور تا شاه‌ اسماعیل‌، چاپ‌ عبدالحسین‌ نوائی‌، تهران‌: بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر كتاب‌، 1356 ش‌.
20. احمدبن‌ محمد غفاری‌ قزوینی‌، تاریخ‌ جهان‌آرا، تهران‌ 1343 ش‌.
21. همو، تاریخ‌ نگارستان‌، چاپ‌ مرتضی‌ مدرس‌ گیلانی‌، تهران‌ 1404.
22. عبداللّه‌ بن‌ فتح‌ اللّه‌ غیاثی‌، التاریخ‌ الغیاثی‌: الفصل‌ الخامس‌ من‌ سنه‌ 656-891 ه/ 1258ـ1486 م‌، چاپ‌ طارق‌ نافع‌ حمدانی‌، بغداد 1975.
23. احمد فریدون‌ بیگ‌ پاشا، منشآت‌ السلاطین‌، [استانبول‌] 1274ـ1275.
24. یحیی‌ بن‌ عبداللطیف‌ قزوینی‌، كتاب‌ لب‌ الّتواریخ‌، تهران 1363 ش‌.
25. محمد بن‌ ابیطالب‌ مجدی‌، زینت‌ المجالس‌، تهران‌ 1362 ش‌.
26. ظهیرالدین‌ بن‌ نصیرالدین‌ مرعشی‌، تاریخ‌ گیلان‌ و دیلمستان، چاپ‌ منوچهر ستوده‌، تهران‌ 1347 ش‌.
27. احمدبن‌ لطف‌اللّه‌ منجم‌ باشی‌، جامع‌ الدول، نسخه‌ عكسی‌ كتابخانه‌ مركزی‌ دانشگاه‌ تهران‌، ش‌ 5171.
28. حسین‌ میرجعفری‌، تاریخ‌ تحولات‌ سیاسی‌، اجتماعی‌، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ ایران‌ در دوره‌ تیموریان‌ و تركمنان، اصفهان‌ 1375 ش‌.
29. میرخواند؛ نادر میرزا قاجار، تاریخ‌ و جغرافی‌ دار السلطنه‌ تبریز، چاپ‌ غلامرضا طباطبائی‌ مجد، تبریز 1373 ش‌.
30. زین‌ العابدین‌ علی‌ بن‌ عبدالمؤمن‌ نویدی‌، تكمله‌ الاخبار، نسخه‌ خطی‌ كتابخانه‌ ملی‌ ملك‌، ش ‌3890.
31. محمد یوسف‌ واله‌ اصفهانی‌، خلد برین‌: تاریخ‌ تیموریان‌ و تركمنان، چاپ‌ میرهاشم‌ محدث‌، تهران‌ 1379 ش‌.
-----------------------------------------
در مطلب زیر تحریفات و تبلیغاتی مبنا بر چسباندن شیعیسم به جان بیگم خاتون صورت گرفته است که به همان میزان در بیان نقش و نگارهای بعداز مرمّت "گوک مسجد" نیز با این ترفند زمینه انکار سنی مذهب بودن و یا شخصیّت سکولار جهانشاه را دنبال می کنند تا وی را منتسب به تشیع کنند!

این موضوع با این عنوان: "حاکمان زن شیعه مذهب در تاریخ ایران (سیده خاتون، ترکان خاتون، جانبیگم خاتون)" در سایت "فلاشخور" درج شده است. از این مطلب در بخش: (جان بیگم خاتون، زن شیعه‏ مذهب قدرتمند عرصه سیاست و فرهنگ) عبارات زیر درج شده است:

جان بیگم از خاتون‏های صاحب‏نام سلسله قراقویونلوها است. قراقویونلوها به داشتن مذهب تشیّع یا گرایش به جانب این مذهب شهرت دارند. مقرّ اصلی آنان آذربایجان شرقی و شرق آناتولی و سرسلسله آنان، شخصی به نام قرایوسفبود. جان بیگم همسر جهانشاه بود که از پسران قرایوسف و مطرح‏ترین پادشاه این سلسله به شمار می‏رود. او به گواه مورّخان، زنی «صالحه و عفیفه و خیّر بوده است.» (ابن الکربلائی، 1344، ج 1، ص 524)
جان بیگم خاتون دارای سوابق سیاسی بسیار است. او در زندگی سیاسی همسرش جهانشاه و پسرش پیربوداق و حتی فرزندان همسرش، از جمله حسنعلی میرزا نقش مؤثری داشت. جان بیگم پس از مرگ همسرش جهانشاه نیز در سرنوشت سیاسی این خاندان و تعیین جانشین برای ادامه حکومت قراقویونلوها دخالت می‏نمود.

پیربوداق، فرزند جهانشاه، از جان بیگم خاتون بود. او از شجاع‏ترین فرزندان جهانشاه محسوب می‏شد. زمانی که پیربوداق از جانب پدر مأمور فتح کرمان شد، مادرش جان بیگم او را در این لشکرکشی همراهی می‏کرد. مسلّما جان بیگم از درایت‏ها و مهارت‏هایی در امور سیاسی و نظامی برخوردار بوده است که جهانشاه و پیربوداق به استفاده از همکاری‏های او تمایل نشان می‏دادند. این مطلب از مشورت‏های پیربوداق با مادرش نیز آشکار می‏شود. طهرانی می‏نویسد: «به اشارت والده، کرمان را به برادرش ابویوسف میرزا ارزانی داشت و به شیراز توجه نمود.» (طهرانی، 1356، ص 340) پیربوداق پس از غلبه بر فارس، حکومت آن را برعهده گرفت. نقش سیاسی جان بیگم خاتون در فرونشاندن شورش حسن علی میرزا، فرزند همسرش جهانشاه، از نقاط قوّت سیاسی او محسوب می‏شود. این کار به فرجامی نسبتا خوش خاتمه یافت. حسن علی میرزا چندین سال به علت بدگمانی پدر در قلعه «قهقهه» ماکو گرفتار بود. او در سال 863 ه از غیبت پدر، که مشغول جنگ در خراسان بود، سود جست و با همراهی گروهی از ترکمانان و مردم تبریز، علیه پدر قیام نمود. جهانشاه مجبور شد بلافاصله کار خراسان را تمام کند و با تیموریان مصالحه نماید و برای خواباندن غائله پسر، به آذربایجان بازگردد. تبریز در محاصره بود که «حسنعلی به حرم پدر ملتجی گشت و بیگم را، که مادر سایر فرزندان جهانشاه میرزا بود،... وسیله نجات ساخت.» (همان، ص 361) با وساطت جان بیگم خاتون، حسنعلی میرزا موردعفو قرار گرفت. اقامت حسنعلی میرزا در دربار برای جهانشاه، که نسبت به پسر بدگمان شده بود، گران می‏آمد. به همین دلیل، او را به حکومت بغداد منصوب کرد.

پیربوداق پسر دیگر جهانشاه، که مادرش جان بیگم خاتون بود، پس از بازگشت از لشکرکشی خراسان، علیه پدر در شیراز قیام کرد. مورّخان علت آن را صلح جهانشاه با ابوسعید تیموری می‏دانند که پیربوداق آن را دلیلی بر ضعف پدر دانسته و علیه او قیام کرده بود. برخی مورّخان نیز علت آن را اقدام جهانشاه در انتخاب فردی غیر او به جانشینی می‏دانند. جان بیگم خاتون در این قضیه نیز واسطه قرار گرفت. «آخرالامر، والده پیربوداق، حرم محترم میرزا جهانشاه، بعد از آمد و شد بسیار، قرار بدان داد که میرزا پیر بوداق با اتباع و اشیاع و اولاد و اموال به جانب دارالسلام بغداد رفته، از شیراز دست باز دارد.» (میرخواند، 1339، ج 6، ص 853)

پیربوداق در بغداد، قیام خود را علیه پدر ادامه داد. جهانشاه برای خلاصی از مشکلات داخلی ناشی از قیام پسران، با دادن حکومت بغداد به حسنعلی میرزا، دو برادر را در مقابل هم قرار داد. جان بیگم خاتون، مادر پیربوداق، مأمور شد حسنعلی میرزا را تا بغداد همراهی نماید. مأموریت دیگر خاتون این بود که به کار پیربوداق نیز رسیدگی نماید. احتمالاً این خواسته خاتون بود که بدان وسیله، فرزند را ملاقات و او را به مصالحه دعوت نموده، از مقابله با پدر برحذر دارد.

بغدادیان، که در جریان اصل واقعه قرار گرفته بودند، به جان بیگم خاتون اجازه ورود به بغداد ندادند. حسنعلی مجبور شد به شام رود و به آق‏قویونلوها پناه برد. جان بیگم نیز بازگشت. او در راه بازگشت، گروهی از عشایر «قراالوس» را، که قریب پنجاه هزار خانوار می‏شدند، با خود به حوالی آذربایجان کوچاند. این افراد بعدها از همراهان و یاران جان بیگم خاتون شدند.

پیربوداق در ادامه قیامش، با مشعشعیان همراه شد و به درخواست پناهندگی برادرش حسنعلی میرزا پاسخ مثبت داد. سپاه جهانشاه متوجه بغداد شدند و پس از محاصره‏ای طولانی در سال 870 ه پیربوداق شکست خورد و تسلیم شد و به سعایت برادرش، محمّدی، به قتل رسید.

جان بیگم خاتون علی‏رغم کشته شدن پسرش، پیربوداق، همچنان در مسائل سیاسی فعّال بود. پس از مرگ جهانشاه، حرکت‏هایی از جانب دختران اسکندرمیرزا، آرایش خاتون و شاه‏سرای خاتون، برای انتخاب امیر قراقویونلوها صورت گرفت. آنان سعی کردند با اهدای پول و سیم و زر از خزانه شهر تبریز، سپاهیان را به کمک و همراهی خود دعوت کنند و حسنعلی میرزا برادرشان را به تخت سلطنت بنشانند. به گفته طهرانی، «خزانه، که در شهر بود، از نقود و اجناس بین سپاهیان قسمت نمودند. آرایش بیگم زیورهای زنانه به آلات رزم مبدّل ساخت، معجر مغفر گردانید و سپر را چون نقاب بر سر کشید و آینه خودبین را، که با او برابری می‏کرد، شمشیر دو روی ساخت و بر روی دشمن کشید و با کمان، که پیاپی بر ابروی محبوبان دعوی مبارزه داشت، چنان تیری بر سینه زد که از پشت او برون جست و سنان را، که با مژگان خوبان دم از خون‏ریزی می‏زد، بر سر چوب نیزه‏اش کرد و چون عرصه را از شیرمردان خالی دید، طرح بنیان سلطنت انداخت.» (طهرانی، 1356، ص 435)

آنان به نام برادرشان، حسنعلی میرزا، که اهل سیاست و تدبیر نبود، سکه زدند و خطبه خواندند. این خبر به جان بیگم رسید. او بلافاصله دست به کار شد؛ زیرا نمی‏خواست حکومت قراقویونلوها در خاندان اسکندر میرزا استمرار یابد و چون پیربوداق کشته شده بود، برای پسر دیگرش ابوالقاسم میرزا، سعی در سرکوب اسکندریان نمود. او با دختران جهانشاهیه و با یاری گرفتن از شاهزادگان و طرف‏داران خود از قبیله «قراالوس» به مقابله با دختران اسکندر میرزا برخاست و در مراغه مستقر شد و سپاه را به تبریز فرستاد. این رویارویی به نفع سپاه جان‏بیگم خاتون خاتمه یافت و دختران اسکندر میرزا به اسارت درآمدند، ولی طرف‏داران حسنعلی میرزا از فرصت به دست آمده استفاده کردند و پیروزی نهایی را از آن حسنعلی میرزا ساختند. حسنعلی میرزا به حکومت قراقویونلوها رسید و در تصفیه‏های سیاسی، جان بیگم خاتون را، که بارها جان او را از مرگ نجات داده بود، به قتل رساند.
جان بیگم خاتون علاوه بر اقدامات سیاسی، در امور فرهنگی نیز پیش‏قدم بود. از جمله خدمات ارزنده او بنای مسجد و خانقاه مظفّریه با الهام از لقب جهانشاه قراقویونلو، ابوالمظفّر در تبریز است که امروزه به «مسجد کبود» یا «گوگ مسجد» معروف است. وجه تسمیه این نام‏گذاری استفاده از کاشی‏کاری فیروزه‏ای در بنای مسجد است.

جان بیگم خاتون بنای مسجد را در سال 870 ه آغاز نمود. ابن الکربلائی ضمن توصیف آثار دوره جهانشاه، اشاره دارد که «در درآمد تبریز به جانب شرق، که "خیابان" گویند، عمارتی است در کمال لطافت و نکویی موسوم به "مظفّریه" از مآثر ابوالمظفّر جهانشاه پادشاه بن قرایوسف بن توره مش بن بیرام خواجه ترکمان، و این طبقه را "قراقویونلو" و "بارانی" نیز گویند. گویا این عمارت به سعی و اهتمام حرم محترم وی خاتون جان بیگم ـ اناراللّه‏ برهانهاـ بنا شده. مشارٌالیها بسیار بسیار خیّره و صالحه و عفیفه بوده و در همان بقعه مدفون است و میرزا جهانشاه، که "حقیقی" تخلّص کرده و پادشاه عظیم‏الشأن بود، در دوازدهم شهر ربیع الثانی و سبعین وثمان‏مائه به دست حسن پادشاه کشته گشت، با اکثر اولاد در آن مقبره مدفونند، هرچند اثری از آنان پیدا نیست.» (ابن الکربلائی، 1344 و 1349، ج 1، ص 524)

ابن الکربلائی در تأکید بر بنای ساختمان با نظر و همّت جان بیگم خاتون اشاره دیگری دارد با این مضمون: «حرم محترم جهانشاه بیگم ـ اناراللّه‏ برهانها ـ اراده ساختن عمارت مظفّریه نموده و در واقعه دیده که بنای آن عمارت را شخصی از اولیای آن زمان نهاد. جمیع اعزه، که در آن زمان بودند، همه را حاضر کردند. بیگم در جایی مستور نشسته، ملاحظه ایشان می‏نمود. چون نظرش به خواجه علی افتاد، فرمود که آن شخصی که من در واقعه دیدم، همین است. بنا بر آن، بنای آن عمارت وی نهاد. گوییا قبول آن عمارت از اثر فیض آن عالی نهاد.» (ابن الکربلائی، 1344، ج 2، ص 43)

اهمیت این بنا، تعلّق آن به شیعیان است. سر درِ مسجد به نام حضرت علی علیه‏السلام و فرزندان ایشان زینت یافته و در آن نامی از خلفای راشدین برده نشده است. «مسجد کبود تبریز، نخستین معبد مزیّن و منقّشی است که نامی از خلفای راشدین در آن نیامده است و عبارت "علی ولی اللّه‏" و اسامی حسنین به اشکال مختلف زینت‏بخش دیوارها و طاق‏های آن گردیده است.» (میرجعفری، 1379، ص 276 / ترابی طباطبائی، 1348، ص 43 و 91).

منابع درج شده در این موضوع:
38. ابن اثیر (عزالدین ابی الحسن علی بن ابی الکرم)، الکامل فی التاریخ، 1399 ق / 1979 م، بیروت، دارصادر.
39. ابن الکربلائی (حسین کربلائی تبریزی)، روضات الجنان و جنات الجنان، 1344 و 1349، مقدّمه و تکمله و تصحیح و تعلیق جعفر سلطان القرائی، جزء اول و ثانی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
40. بیهقی، ابوالفضل محمّد بن حسین، تاریخ بیهقی، 1362، تصحیح و حواشی و تعلیقات دکتر غنی و دکتر فیّاض، تهران، خواجو.
41. بیهقی، ظهیرالدین ابوالحسن علی ابوالقاسم زید، درّة الاخبار و لمعة الانوار، 1358 ق، تصحیح محمّد شفیع، لاهور.
42. ترابی طباطبائی، جمال، نقش‏ها و نگاشته‏های مسجد کبود تبریز، 1348، تبریز، چاپخانه شفق.
43. جرفادقانی، ابوالشرف ناصح بن ظفر، ترجمه تاریخ یمینی، تألیف عتبی، 1345، به اهتمام جعفر شعار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
44. خواجه نظام الملک، سیرالملوک (سیاست‏نامه)، 1340، به اهتمام هیوبرت دارک، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
45. رازی، نصیرالدین ابوالرشید عبدالجلیل قزوینی، نقض بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروائض، 1358، تصحیح جلال الدین محدّث، تهران، انجمن آثار ملّی.
46. الراوندی، محمّد بن علی بن سلیمان، راحة الصدور و آیة السرور (تاریخ آل سلجوق)، 1333، به سعی و تصحیح محمّد اقبال، حواشی و فهارس مجتبی مینوی، تهران، امیر کبیر / اصفهان، تأیید.
47. زرّین کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران، 1367، تهران، امیر کبیر، چ دوم.
48. طباطبائی، جواد، خواجه نظام الملک، 1375، تهران، طرح نو.
49. طهرانی، ابوبکر، کتاب دیار بکریه، 1356، جزء اول و جزء ثانی، به تصحیح و اهتمام نجاتی لؤغال و فاروق سومر، با مقدّمه فاروق سومر، تهران، کتابخانه طهوری.
50. عنصرالمعالی، کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار، قابوس‏نامه، 1347، به اهتمام سعید نفیسی، تهران، کتابفرشی فروغی.
51. (مؤلف: گمنام)، مجمل التواریخ و القصص، 1318، تصحیح ملک الشعرای بهار، به همّت محمّد رمضانی، تهران، چاپخانه خاور.
52. میرجعفری، حسین، تاریخ تحوّلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان، 1379، تهران، سمت.
53. میرخواند، میر محمّد بن سید برهان الدین خواوند شاه، تاریخ روضة الصفا، 1339، ج 6، تهران، مرکزی / خیّام / پیروز.
54. نخجوانی، هندوشاه بن سنجر بن عبداللّه‏ صاحبی، تجارب السلف، 1344، تصحیح عبّاس اقبال، تهران، کتابخانه طهوری. ... اتمام موضوع. ...

ادامه دارد!...
************************
RESOURCE AN OTHER LANGUAGES: