۱۳۹۲ بهمن ۶, یکشنبه

رویارویی دو طایفه قدرتمند ترکمنان قره قویونلی و آق قویونلی - 4

نسخه خطی
دنباله مطلب ...

آنتولوژی مطالعات نسخ خطی و سرنوشت دستنوشته های جهانشاه
... چندی از پژوهشگران جهان در مورد زندگينامه و خلاّقيّت جهانشاه تحقيقات پر اهمّيّتی از خود بجای گذاشته اند. يکی از معروفترين آنها شرقشناس مشهور و. مينورسکی می باشد. او در سال هفدهم ۱۹۲۴/م. طی مقاله ای که در روزنامه "تايم" که از جانب اِ. ادوارد با عنوان "اثر سلطان عبدالحميد" ارائه شده بود، از وجود ديوان (مجموعه شعر) جهانشاه حقيقی با خبر گرديده است. *

اين ديوان که شامل ۸۵ صفحه بصورت دستنوشته که اندازه هر کدام از صفحات آن به قطع ۶×۲۳ سانتيمتر مربّع و اندازه متن آن ۱۱×۱۶ سانتيمتر مربّع که در آن ۱۰ تا ۱۱ بيت شعر نوشته شده است،* در موزه بريتانيا بشماره اُ. ز- ۹۴۹۳ حفط ميشود. اين ديوان از جانب قنبرعلی خسرو اصفهانی، ۲۱ سال بعد از شهادت جهانشاه در ماه شعبان سال ۸۹۳/ق.- سپتامبر سال ۱۴۸۸/ميلادی دوباره نويسی شده است. در اين کتاب ۱۰۵ شعر از غزليّات و يک مستزاد بزبان فارسی، ۸۷ شعر از غزليّات و ۳۲ رباعی و در ديگر قالبها بزبان ترکمنی از جهانشاه درج شده است.

و. مينورسکی بر اساس همين ديوان مقاله ای تحت عنوان " جهانشاه قره قويونلوی و اشعار او" ارائه داده است، که در آن تعداد ۲ غزل در زبان فارسی و ۴ غزل و ۱۱ رباعی در زبان ترکمنی با ترجمه انگليسی آن، درج گرديده است.
ميکرو فيلم نسخه خطی

ميکرو فيلم نسخه ای که مربوط به آکادمی ارمنستان است، در حال حاضر در انستيتو نسخ خطّی ترکمنستان که قبلاً با عنوان فوند دستنوشته های تاريخی آکادمی علوم ترکمنستان شوروی شناخته ميشد، وجود دارد. در مورد اشعار ترکمنی شاعر مقاله ای از جانب اُ. الياسف، کانديدای علوم فيلولوژی ترکمنستان، در شماره چهارم نوامبر ۱۹۶۴ در هفته نامه "ادبيّات و صونغات (هنر و ادبيّات)" ترکمنستان بچاپ رسيده است.

علاوه بر اينها از جانب مترجم س. دورديوا نيز آثار جهانشاه حقيقی به زبان حال الفبای ترکمنی بر گردانده ميشود. همچنين دکترای علوم فيلولوژی ح. گ. کُراوغلی* در کتاب "نظری بر شعاعر(شعائر) خلقی س.س.س. ار." که اشعار چندی از جانب ل. آروتيونف، و. تانييف، ۵ غزل و يک رباعی با ترجمه آ. کافانُوا* آورده شده است، در مورد زندگی و خلاّقيّت جهانشاه معلومات کافی و لازم را ارائه نميدهد. و امّا در بخشی از صنايع ادبی و شعری جهانشاه در اواسط ربع چهارم قرن بيستم که از جانب لطيف حسينی زاده بزبان ترکی آذربايجانی جهت چاپ تهيّه و آماده شده است، در مورد زبان صنايع ادبی و شعری جهانشاه ايده ها و تفکّرات بسيار جالب و تازه ای را ارائه ميدهد.

"ديوان موجود جهانشاه در آرشيو "ماته ناداران (Matenadaran)" ارمنستان کامل نيست. چون اين نسخه عبارت است از: ۵۴ صفحه بدون جلدبندی؛ در هر کدام از صفحه های اين نسخه در ابعاد ۲۰×۱۲ سانتيمترمربع كه تعداد ۱۰-۱۱ بيت شعر در آن گنجانیده شده است."[29] "در اين نسخه نيز ۷۹ غزل در ۵۵ بيت بزبان فارسی و ۵۸ غزل در ۴۳۰ بيت، ۱۶ رباعی و مستزاد بزبان ترکی-ترکمنی با عنوان "ديوان حقيقی" درج شده است، که در آن به ترتيب الفبای عربی که در قواعد اين زبان ترتيب داده ميشود تا نکته کامل شعر بعدی مرتّب شده است. اين نسخه را آقای ل. حسين زاده بعنوان "آوتورگرافی جهانشاه" می نامد." [30]

ستون و بنيه اصلی ميراثهای ادبی جهانشاه عبارت است از؛ غزل و ديگر صنايع شعری از قبيل مثنوی و مستزاد. در ديوانی که او به جامی بعنوان هديه ارسال کرده بود، [مرجع۱۸۲] برای ما يکی ديگر از مثنويهای شاعر آشکار ميشود که آنرا در هنگاميکه بغداد را محاصره کرده بود به پسرش پيرپوداق بعنوان گوشزد سروده بود. [مرجع ۲۹۹]

چنانکه ی.اِ. برتلس صراحتاً اذعان می دارد که در قرن پانزدهم غزل يکی از شيواترين و شورانگيزترين قالب شعری در شرق زمين بوده است. در اين رابطه ميتوان گفت که با پيروی از اين قوالب شعری نه تنها فارسی زبانان، بلکه در قالبهای صنايع شعری ترکی-ترکمنی نيز شاعران شعر سروده اند. از جمله ميتوان از برهان الّدين سيواسی، سقّاکی، نسيمی، لطفی، عطائی، نوائی، دولت مأمد آزادی٬ عندالیب و مختومقلی٬... نام برد که در جهت رشد و شکوفائی زبان و ادبيّات ترک زبانان در قرون اخير نقش بسيار شگرفی بازی کرده اند. در اين رابطه ميتوان گفت که "غزل" در آثار جهانشاه حقيقی ستون فقرات ديوان او را تشکیل می دهد.

متأسّفانه بسياری از آثار جهانشاه حقيقی دستخوش پراکندگی شده است. حتّی همين اثری که در حال حاضر از او چاپ شده است، بدرستی معلوم نيست که همه مطاوی و اشعار آن بدست ما رسيده است يا نه؟ بنا به شواهد و قرائن، ابيات و آثار جهانشاه حقيقی بيش از اين یک جلد بايد باشد. امّا همانطوريکه فوقاً بدان اشاره گرديد، خيلی از آثار و دستنوشته های آن ايّام دستخوش سرقت و زد و بندهای منافع پرستان و قربانی تعصبات کور شده است.

در مقدّمه اثر چاپ شده شاعر در ترکمنستان٬ از تعداد ارقام اشعار و غزليّات شاعر معلومات زير را ارائه ميدهد:

"... در حال حاضر دو جلد از نسخه های خطّی شاعر معلوم و مکشوف شده است. يکی از اين دستنوشته ها در موزه معروف بريتانيا "رويال لندن" وجود دارد. يکی ديگر از اين نسخه ها نيز در آرشيو انستيتو پژوهشی نسخ خطّی دستنوشته های قديمی ارمنـسـتان در «فوند ماته ناداران» نگهداری ميشود. در حال حاضر از اين شاعر عارف ۹۱ موضوع شعر در قالب غزل، ۳۶ موضوع از اشعار آن در قالب رباعی به زبان ترکمنی باقی مانده است. همچنين در زبان فارسی نيز ۱۱۶ موضوع شعر در قالب غزل و ۱۱ موضوع از اشعارش نيز در قالب شعر مستزاد باقی مانده است."[31] البّته در اينکه اين تعداد از موضوعات ادبی تمام آثار شاعر نمی باشد و شکّی در آن نيست که اثر اين شاعر بيش از اينها بوده است. اگر در اين رابطه پژوهش و جستجوی بيشتری صورت پذيرد، حتم داريم که اشعار ديگر اين شاعر گرانمايه بدست خواهد آمـد.".[31a.]

آثاری که در اين ديوان شاعر گردآوری شده، اکثراً در قالب غزل سروده شده است. سبک شعری غزل از ايّام قديم يکی از قالبهای رایج در ادبيّات ترکی اغوز (اعم از ترکمنی، ترکی آذربایجانی و ترکی ترکیه) می باشـد. در اينگونه از سبک ادبی زيبائی شناسی و روح نفيس انسان وصف و همچنين گره احساسات بديع انسان درآن نرم و انعطاف پذير مي شود.

چنانچه در پيش همراه با مثال بدان خواهيم پرداخت، تأثير سبک و سیاق حروفيّزم که مربوط به "مکتب حروفيّه" مي شود بالکل، تأثير سبک ادبی شاعر نامدار و عارف با فراست ترکمان عمادالّدين نسيمی بلاخص، در آن کثيراً احساس ميشود. از این رو میتوان در آن گرایش ویژه ای را به مکتب حروفیزم مشاهده نمود.

آنچنانکه میدانید٬ در آثار بديع غزل در زبانهای عربی، فارسی و ترکی چهره، خورشيد، دنيای منوّر، تصاوير زيبای انسان همچون لبها، ابروان و زلفهای افشان ... جايگاه ويژه ای دارند. چنانکه شاعر در ابيات زير بدان می پردازد:

تا دمی از چهره آن دلبر براندازد نقاب،
ديده ها را نور بخشايد فروغ آفتاب.

چشم و ابرويش کند يغمای شهر روم و چين،
خال هندويش کند صد ملک هندوستان خراب.

شمّه ای از نکهت ِ زلفش اگر آرد صبا،
عالمی عنبرفشان گردد ز بوی مشکناب.

شاعر چهره، گيسوان و ابروان معشوقش را در چنان توصيفی جای ميدهد که تجسّم آن در نظر خواننده بطور وصف ناپذيری ابهّت می يابد:

                  ای رخُئنگ گلزارِ جنّت ساچلارئنگ ريحانی دئر،
ویّ ِ دوداغئنگ آب حيوان جان اونئنگ حيرانی دئر.

ای که رخت گلزار جنّت است و زلفت چو ريحان،
ویّ ِ لبهايت آب حيّان و جان بر او پريشان.

... در بسياری از آثار شعری جهانشاه ايده های صوفيگرايانه حروفيّه ديده ميشود. چرا که شاعر قبل از سرودن اشعارش گرايش به فرقه حروفيّه داشته است. در عقايد و اعتقادات حروفيّه انسان با دید وحدت وجودی تامرتبه انسان خدائی "انّاالحقّ" در واقع همان "کرامت انسانی" است تعالی یافته و ارزش والائی بدان قائل ميگشته اند.

در ابيات ليريک و عاشقانه شاعر عشق، مهر و محبّت، دوستی و انسانپرستی که از ويژگيهای برجسته و باشکوه بعضی از مکاتب عرفانی عصر سُنّت است، به وفور ديده ميشود. برای مثال به ابيات زير توجه تان را جلب ميکنم:

          بو نه حسن جانفزا دئر که اونگا نظير يوقدور.
          که اونونگ کمين جهاندا داها دلپذير يوقدور.

ترجمه: اين چه حسن جانفزاست که اورا نظير نيست.
 که مانند او در جهان چنـان دلپـذير نيست.

سنی بوجهان ايچينده کيمه ايلسم تشبيه،
که سنينگ کمين جهاندا داها بير خاطر يوقدور.

  ترجمه: تورا در اين جهان به کی تشبيه کنم،
که مانند تو در جهان چنان خاطری نيست.
حقيقی کلامی حقدان، نه بيان قئلسا حق دئر،
کيمه شرح ادم بو حالی که اونگا خبير يوقدور.

ترجمه: حقيقی کلامش از سوی ِحقّ و هر چه گوید مُحقّ است.
          به کی شرح دهم اين حال را، کس بدان خبير نيست.

این اثر بر محوریّت دستوری زبان ترکی با کلمات عربی، فارسی همچون تار و پود چنان بهم بافته شده است که در آن سیمای یک جامعه سه زبانه سنتی را با تمام رنگارنگی خود مشاهده میکنیم که بر پایه یک سیستم حکومتی محروسه که در بطن خود دموکراسی سنتی را پرورش می دهد، بنا شده است.

همچنين در آثار حقيقی دهها نمونه از اشعار او در قالب رباعی سروده شده است. اين قالب نيز در ادبيّات ترکی - ترکمنی از ديرباز مرسوم بوده است. حقيقی با تکيه بر تجربيّات ادبی خود در اين سبک از ادبيّات ترکمنی اشعار بسيار جالب و با شوری از خود بيادگار گذاشته است. ميراثهای ادبی اين شاه شاعر عارف تبيين کننده بسياری از اوضاع ادبی و مکتبی و سبک بديع ادبيّات ترکی ترکمنی ايّام خود می باشد. چنانچه اگر اينگونه از آثار و ميراثهای ادبی ترکمنی تا به امروز با سلسله مراتب ادبی - صناعی و بداعت مکتبی خود راه پيشرفت طبيعی را در عرصه ادبيّات طی می کرد، بی شک شعر و ادبيّات کنونی ترکی – ترکمنی در این سطحی که امروز شاهد آن هستيم نبوده، بلکه صنايع بديع ادبی آن به مراتب بيش از اينها وسعت و غنا می داشت. در آثار حقيقی زيبائی انسان، عشق و اميد، با تلاطم شور و هيجان بيان خودرا باز يافته و به تصوير در می آيد. چنانکه در ابيات زير چنين می خوانيم:
             عشق اودوندان دوشميشم بير يانا[32] من،
             سن هاچان بو عشق اودونا يانا سن.
   ترجمه: عطش عشقت انداخت مرا به کنجی،
             کی تو سوی اين عطش پرواز کنی.

يانمازام عشقئنگ اودوندان تا ابد،
گر بو حسرت انديشه دن يانا من.

نمی سوزم از سوز عشقت تا ابد،
گر اين حسرت و انديشه سوزاند مرا.

آثار و ميراثهای ادبی جهانشاه حقيقی که غنا و بدايع، بلاغت و فساحت ِ زبان و ادبيّات ترکمنی را که در گلستان صنايع بديع شعری با زير و بم های پر شور آن مکشوف داشته است، قابل تعمّق و تعبير و تفسيرات بسيار ميباشد که اميدواريم در عرصه ادبيّات ترک و ترکمنی امروز جايگاه و ارزش مناسب خودرا باز يابد.

حال برسيم به چند نمونه از اشعارقرونXIV  و XV  که تا چه حدی واژه های ادبيّات فارسی و عربی در آثار مکتوبِ متفکّرين ومتأدّبين و شاعران ترکمن رخنه کرده بود. چنين نمونه های ادبيّات را مخصوصاً در آثار سلطان جهانشاه قره قويونلوی که با تخلّص «حقيقی» سروده است به وفور مشاهده می کنيم. اشعار زير را با ترجمه دستوری خود يعنی بدون تغيير لغات مشترک سه زبان، با تغيير و ترجمه افعال و اضافات آن سعی در حفظ اصل مفهوم و قالب آن، بشکل ساده ارائه شده است:
                           « سنده دير»، « نزدِتوست»
        اصل شعر:     ای مَلـَک سيما! نه جان سن؟  وجهه رحمان سنده دير.
مصحف حق دئرجمالئنگ، شرح برهان سنده دير.

     ترجمه شعر:     ای مَلَک سيما! چه جانی هستی؟ وجهه رحمان نزدِ توست.
مصحف حقّ است جمالت، شرح برهان نزدِ توست.

نا فضول – جاويد از آن صد امر تورار عالی،
جمله عالم سنينگ ظنّینگ، چه فرمان سنده دير؟[33]

نا فضول – جاويد از آن صد امر برخيزد عالی،
جمله عالم مظنون توست، چه فرمانی نزدِ توست؟

دردِ بی درمانئما وصلينگدن آيرئ چأره يوق،
ای طبيب دردمندان، گل که درمان سنده دير.

درد ِ بی درمانم را، غيراز وصالت چاره نيست،
ای طبيب دردمندان، پيش آی که درمانی نزدِ توست.

کؤوثرينگ خاصيّتی لعلينگده دير، من خضروار ،
زنده، جاويد از آنم که آبِ حيوان[34] سنده دير.

خاصيّت کوثر در لعل توست، من خضروار،
زنده جاويد از آنم که آب حيّان نزد ِتوست.

دنيا رغبتی سنينگ کامئنگ، چه سن در کامِ دل؟
ای سليمانِ  دو عالم، گل که دوران سنده دير.

رغبت  دنيا در کام توست، چه هستی در کام دل؟
ای سليمان دو عالم، پيش آی که دورانی نزد ِتوست.

گل کرم بيرله نظر قئلغئل حقئقئ حالئنگا،
صاحبِ خُلق کرم سن، لطفِ احسان سنده دير.

بيا و با ترحّم نظر کن، حقيقی به حالت،
صاحب خُلق کرم توائی، لطف و احسان نزدِ تواست.

همچنين در ديگر صحيفه های ادبيّات تورک در قرون وسطی نمونه های ديگری از اشعار شاعران و عارفين آن دوره از ادبيّات ترکمنی را می توان يافت که تأثیر سه زبان عربی، فارسی و ترکی - ترکمنی را نسبت بهم تبيين می کند. برای مثال توجه تان را  به شعر عارف نامدار عمادالّدين نسيمی جلب می کنيم که با شعر فوق دريک قالب، در يک سبک و در يک مکتب ادبی و فکری سروده شده است:
« منده دیر»، «نزدم است»

عاشقا! گلگيل بأری، جان بيرله جانان منده دير،
زاهدا! سن بأری گل، دين بيرله ايمان منده دير.

عاشقا! پيش آی، جان و جانان نزدم است،
زاهدا! پيش آی تو، دين و ايمان نزدم است.

حق تعالی ايندِريپدير آسِماندان دؤرت کتاب،
من آنئ منظور قئلمان، چونکه قرآن منده دير.

حقّ تعالی نازل کرد از آسمان چهار کتاب،
من آنرا منظور نخواهم، چونکه قرآن نزدم است.
                     
نه باقارسئنگ اُول کتابئنگ آقئنا – قره سئنا،
سال غولاغئنگ دينگله گيل، آوازِ فورقان منده دير.

چه ناظری بر سياه و سفيد ِ آن کتاب،
فرا ده گوش و بشنو، آواز فرقان نزدم است.

دنيا ! سنده پهلوان لار، رستم و زال اؤلديلر،
جمشيد و اسکندر- تختِ سليمان منده دير.

دنيا! در تو پهلوان رستم و زال مرده اند،
جمشيد و اسکندر- تخت سليمان نزدم است.

«بولموشام  حقی، انالحق  سؤیله رم،
حق منم، حق سؤیله رم، حق منده دیر.»[35]

حقّی شدم، انالحق گویم، 
حق منم، حق گویم، حق نزدم است.

من نسيمی سورلارام شاهِ مردان نسليدن،
گر قبول قئلسا خلايق،  عيـدِ قربان منده دير.

نسيمی را گرشوند جويا، شاه مردان نسلم است،
گر قبول کنند خلايق، عيد قربان نزدم است. ... ادامــه دارد! ....
=========================

29. حقيقی، " شعرلر کتابئنئن ترتيبی و شرح لری"، فيلولوژی علملر نامزدی، لطيف حسين زا ده نئن دئر. ايروا ن – ۱۹۶۶/ م.
i[29. Hәqiqi. Şe’rlәr. Kitabın tәrtibi vә şәrhlәri filoloji elmlәr namizәdi, dotsent Lәtif Hüseynzade, Hayastan nәşriyyatı, Yerevan, 1966]i
30. در هما نجا.
[Orig.]. Cahanşah Həqiqi, seçilmiş əsərləri, Tərtib, müqədimə və lüğətin müəllifləri: Әbülfəz Rəhimov, Lətif Hüseynzade, Mail Әliyev, Bakı, Yazıçı, 1986

31. ҖАХАНША ХАКЫКЫ, "Гошгулар Диваны", ТМГИ, АШГАБАТ - 1999. 120 сах.
 
31a. Jahanşa Hakyky, “ Goşgylar diwany ”, /Görk.iş/,

32. از این کلمه میتوان دو برداشت نزدیک به هم استنتاج نمود. یکی «بیر یان» به مفهوم «به سویی٬ بطرفی»٬ دومی در مفهوم «بریان: پخته شده٬ برؤته شده٬ مثل: مرغ بریان: مرغ برشته شده» لیکن در نسخه برگردان کریل-ترکمنی آنرا «بیر یان: به کنجی٬ مفهوم شده است.

33. اين بيت از اصل اثرکه در حروف الفبای عربی-فارسی نگاشته شده است، به حروف الفبائی کريلسکی(سيريليک يا کريليک) نامفهوم برگردانده شده است! آن را به اين شکل برگردانده اند: "جمله عالم سنينگ ظانّئنگچا، فرمان سنده دير؟"در اصل علامت ويرگول بعداز کلمه "ظنّ"، قبل از کلمه "چه" می بايستی گنجانيده می شد. ( خ. اونق ).

34. در اصل "آب ِ حَـيّـان" بايد باشد. "حیّ(زنده، زندگی)" و "ان" اسم جمع آن است. در ادبيّات سابق نوشتاری براساس قواعد دستوری کلمه "حيّان" بصورت "حيوان" نوشته ميشده، که در اين صورت با " يای " مشدد حرف " واو" خوانده نميشده است.....مانند " خوان" که "خان" خوانده می شد. درهر حال به مفهوم زندگان است.

35. این بند بسیار مهیج را که در نسخه ارمنی آن موجود نیست، از جانب خانم لیلی خاقانی مسئول صفحات ترکی هفته نامه "هفته" مونترال که جهت انتشار مقالاتی در این باب، ارائه شده بود، بر آن افزوده شده است و بدینوسیله ازیاری سرکار خانم لیلی خاقانی بینهایت متشکریم.