۱۳۹۳ آبان ۱۴, چهارشنبه

هنر و ادبیات در دوره سلسله های قاراقویونلی، آق قویونلی و فرمانروایان تورکمن

دکتر عایشه آتیجی آریانجان
بنیاد مختومقلی فراغی: نوشته: عایشه آرایانجان، ترجمه: قجقی - کسب اقتدار توسط فرمانروایان آن زمان آنچنان ممکن و مقدور می گشت، که آنها در کنار پیشرفت در امور دولتی و فعالیت های سیاسی، با حمایت بزرگان دولت از هنرمندان و اهل علم و دادن امکانات به ایشان نیز، اقدام نمایند. آنچنانکه فرمانروایان آق قوینلو و قره قوینلو در آن خصوص، تا حد امکان با دقت رفتار می کردند، برای پیشرفت و بهبود اوضاع فکری و هنری، دروازه بارگاه خود را، به روی شاعران، ندیمان واهل علم گشودند و به نوعی از آنان حمایت نموده، سعی کردند قدرت خود را، تحکیم بخشند. جهانشاه قره قوینلو بهنگام سلطنت، به علم و علما احترام می گذاشت، اهل علم و هنرمندان را مورد حمایت قرار می داد، مدرسه و مسجد تاسیس می کرد. با این شیوه، هنرمندانی که در حوزه ی اقتدار سیاسی مورد حمایت قرار می گرفتند با آثار خود، آن را باز هم تحکیم بخشیدند. جهانشاه دیوانی از اشعار ترکی و فارسی برای خویش تهیه نمود و در پیشرفت ادبیات دوره ی قره قوینلو، سهم خود را به خوبی ایفا نمود.
یکی از مهم ترین شخصیت هایی که دیدگاهها و افکار جهانشاه را، از منظر ادبی، ارزشمند شمرد، عبد الرحمن جامی، بود. جهانشاه با جامی - که از شخصیت های مهم ادبیات فارسی و تاجیکی است - روابط خوبی بر قرار نمود و حتی این ارتباط به مرحله ی دوستی ارتقا یافت. ارزش فوق العاده ای که او به دوستی و روابط ادبی می داد، از نظر درک حساسیتی که فرمانروا نسبت به هنرمندان داشت، اهمیت دارد. او دیوانی را که خود سروده بود، جهت اظهار نظر برای جامی ارسال کرد. البته یک نامه، دوهزار دینار سره و یک پوستین نیز تقدیم وی نمود. جامی در مقابل، قصیده ای در مدح او سرود و اشعار او را ستود، علاوه بر آن با این رباعی، وی را مورد تقدیر و تمجید، قرار داد:
عظمتلی داغ گبی شاهین احسان الی، بیر دریا دیر
بو دریادان مجوهر دن باشقا، ساحله بیر شئی دوشمز
دالغاسی عراق مجوهریندن بخش اتدیگینده
جامی هرات دا او مجوهر دن بین قوپارمیش
جامی پس از مطالعه ی دیوان جهانشاه، در نامه اش، او را شاه حقیقی خطاب نمود، و دیوانش را به یک گل تشبیه کرده، ضمن ستایش از آن، ارزشش را چون صندوق جواهراتی دانست که با سنگ های قیمتی انباشته شده باشد. از نظر اسلوب و ارزش آن، دیوان را به مثنوی مولانا و گلشن راز محمود شبستری تشبیه کرد. همچنین مطلع غزل جهانشاه با عنوان نور تابان صبح ازل، توجه اورا جلب نمود. ازنظر محققین ترکمن، این گفتگوی جامی و جهانشاه و شعری که جامی در ستایش او سروده، به عنوان ارتباط بین ادیبان ترکمن و فارس تلقی شده است.
جامی پس از مرگ جهانشاه، بهنگام بازگشت از سفر حج، با اوزون حسن، در تبریز آشنا می شود و با خاندان آق قوینلو نیز ارتباط نزدیکی برقرار می نماید. مخصوصاٌ اوزون حسن و پسرش یعقوب با جامی، روابط نزدیکی داشته اند. جامی بعدها، مورد توجه سلطان عثمانی - بایزید ثانی - قرار گرفت و کتاب هفت مجلس خود را به او اتحاف نمود. بایزید ثانی، سالی هزار سکه ی طلا به او اعطاء می کرده است. هم چنین شیخ شجاع الدین - پسر کمال الدین کرمانی نیز از نویسندگان مهمی است که با جهانشاه قره قوینلو، روابط خوبی داشته است. او کتاب  حدیقهٌ المعارف را به نام جهانشاه، تالیف نموده است.
جهانشاه که به تصوف، ادبیات، شعر، معماری و موسیقی ارزش زیادی قائل بود، نه تنها به ادبیات مشرق زمین، بلکه به شعر غرب نیز علاقه نشان می داد و با آثار عصر آشنا بود. دلیل این امر آشنایی او با دانته و پترارک می باشد. آشنایی او با دانته و پترارک احتمالا ناشی از روابط منظمی است که بین دولت قره قوینلو و دولت شهر ونیز- در قرن ۱۵/م - پدید آمده بود. جهانشاه در حقیقت سفیر صلح دولت قره قوینلو بود و احتمالا بخاطر ارتباط بازرگانی، با شعرای بزرگ ونیز و دیگر شهر های ایتالیای آن زمان آشنایی داشته و آثار آنها را خوانده بود. همچنان که از این مصراعها، استفاده می شود:
نظامی گورسه بو نظمی، سالار نظمین نظامیندان
اشیتسه طرح مضمونین، گلر سعدی خریدارا
میسر اولسا مصراعسی، بویوک دانتیله پتراکه
چوکوپ دیز، حق پایندا، ایردی باش صنعتکارا
اشعاری که جهانشاه در قرن ۱۴/م سروده، نمونه ی خوبی از کاربرد مشترک زبان فارسی و ترکی، در ادبیات آن قرن بوده است. می دانیم علاوه بر جهانشاه و پسرش ــ پیر بوداق ــ دو تن از دختران اسکندر، یعنی آرایش و شاهسرای نیز شاعر بوده اند. پیر بوداق که اشعارش را با تخلص بوداق می سرود، تحت تاثیر پدر و اشراف دربار به شعر علاقه پیدا کرد و شروع به شعر سرودن نمود. چنانکه او ضمن محاصره ی بغداد توسط پدرش، به نامه ی منظوم وی، به شعر پاسخ داد.
پس از کشته شدن جهانشاه، آق قوینلو ها میراث قره قوینلو ها را تصاحب نمودند. شعرا و ادبا و شخصیت های فعال آن دوره را، در تبریز جمع آوردند، و به نوعی ادامه دهنده ی تکاپو های ادبی آغاز شده توسط قره قوینلو ها گردیدند. اوزون حسن در حالیکه تشکیلات اداری و نظامی را تنظیم می کرد، به گسترش علم و هنر در مملکتش نیز اهمیت بسیار می داد. در مناطق مختلف مدرسه، ابنیه و موسسه می ساخت. بویژه تبریز ـ پایتخت سابق قره قوینلو ها ــ و شهرهای دیگر را احیا نمود. علما، شعرا، و ادبای ایران، عراق، ماورا النهر و ترکستان را در اطرافش، گرد آورد. او برای اینکه از نظر ادبی عقب نماند و به خاطر علاقه ای که به علوم ادبی احساس می کرد، تلاش می کرد افرادی را از مراکز مهم آن دوره، یعنی هرات، استانبول و قاهره، با دادن عطایای فراوان به دربار خویش بیاورد. او علمای عراق و ادبای ایران را به تبریز دعوت نمود و آن شهر را در عرصه ی علم وادب، به صورت یک مرکز علوم در آورد. برای تعلیم علوم مختلف، مدارس گوناگونی ایجاد کرد، وظایف مدرسین را معین نمود و حقوق پرداخت. در دربار او عالم مشهور ریاضی و هیئت علی قوشچی، اندیشمند نامدار جلال الدین دوانی و محمد بن منصور، دانشمند حضور یافتند. جلال الدین دوانی کتاب اخلاق جلالی را به اوزون حسن اتحاف نمود، ضمنا محمد بن منصور کتاب جواهر نامه را ــ که در باره ی شکل و چگونگی کاربرد مواد بود ــ به دستور اوزون حسن، تالیف کرد. در کتابخانه ی اوزون حسن ۵۸ تن کار می کردند.
در دوره ی سلطان یعقوب ـــ پسر اوزون حسن ــ اوضاع علم و ادب و موسیقی، با حمایت او، باز هم بهتر گردید. شعرا و ادبا اهمیت فراوان یافتند. از سلطان یعقوب دیوان اشعار فارسی و ترکی به یادگار باقی مانده است. هم در دوره ی او، شخصیت های مهمی چون جلال الدین دوانی و کشوری، در دربار آق قوینلو ها حضور پیدا نمودند. قاضی عیسی ساوجی ـــ وزیر، قاضی و صدر سلطان یعقوب ــ علاوه بر اینکه سیاستمدار خوبی بود، به شاعری نیز، می پرداخت.
سلطان یعقوب، حبیبی را که در ایام طفولیت، در یکی از روستا های گؤکچای آذربایجان، شبانی می کرد، به دربار آورد و تربیت نمود. حبیبی اولین اشعارش را در دوره ی سلطنت یعقوب، سروده است. شیخ احمد البارداقلی نیز به همان شکل مورد توجه دربار قرار گرفته و شاعر معروف آق قوینلو بود. وی کتاب جامع الانواع الادب فارسی را، که در حکم فرهنگ ادبیات آن زمان بود، تالیف کرد. همچنین در دربار سلطان یعقوب ابراهیم گلشنی به عنوان لله ی فرزندان فرمانروا، خدمت می کرد. ادریس بتلیسی، که منصب کاتبی دیوان سلطان یعقوب را داشت، کتاب های رساله ی بهاریه و رساله ی خزاییه را به او، اتحاف نمود. مولانا شاه محمود ــ پسر ابوبکر طهرانی، صاحب تاریخ دیار بکریه ــ فردی عالم و شاعر بود. همچنین مولانا خرمی، امیر همایون و شخصیت های مهمی چون مولانا خوارزمی انیسی، از نظر ادب، شهرت یا فته بودند. خود ابو بکر طهرانی ــ که از حمایت آق قوینلو ها برخوردار بود ــ تالیف کتاب دیار بکریه را، به عنوان مورخ در بار آ غاز نمود. فضل الله روزبهان خنجی اصفهانی، با تالیف کتاب عالم آرای امینی تاریخ نویسی را به سطح بالاتری ارتقا داد.
در دوره ی آق قوینلو و قره قوینلو مدارس و کتابخانه های بزرگی، بویژه در تبریز ساخته شدند. جهانشاه قره قوینلو در سال ۱۴۶۵/م مدرسه ی مظفریه را در تبریز بنا نهاد و از تحصیل و بر کشیدن تعداد زیادی از ارباب فرهنگ و هنر حمایت نمود و آثار ادبی متعددی خلق گردید. به همین صورت در دوره ی آق قوینلو مدرسه و مسجد نصیریه، مهر خود را، بر آن دوره زده و از مراکز مهم بوده اند. در کنار آنها مدارس: شاه سلطان خاتون، سلطان قاسم، حسن پادشاه و فرهاد شاه بی، از بنا های مهمی هستند، که در دوره ی آق قوینلو ها، ساخته شده اند.
فرمانروایان قره قوینلو و آق قوینلو، از هنرمندان و صنعتگران پشتیبانی می کردند. در این دوره به کاشی سازی و خوش نویسی نیز اهمیت می داده اند. لیکن آثاری که در این زمینه ساخته شده، اندک است و آنچه تا به امروز باقی مانده، بسیار کم است. البته آثار مرتبط به دوره ی آق قوینلو ها، بیشتر می باشد. در دوره ی قره قوینلو ها، هنر های نقاشی، جلد سازی و مینیا تور با حمایت مستقیم پیربوداق پیشرفت کرد. هنر نقاشی با حمایت جهانشاه و پیربوداق قره قوینلو و خلیل و یعقوب آق قوینلو ترقی نمود. هنر نقاشی در دوره ی صفویه، همچنان به پیشرفت خود ادامه داد. بهترین نمونه ی هنر خوش نویسی، در گؤک مسجد ــ ساخته شده در دوره ی جهانشاه قره قوینلو ــ به خط نستعلیق و کوفی ـ ـدر درون کتیبه هایی ــ قابل مشاهده هستند. از دوره ی جهانشاه، دو سکه باقی مانده، که بر روی آنها به خط کوفی نوشته شده است. به همان شکل در مسجد مرکزی (جامع ؟) کاشان، کتیبه ای به خط ثلث و به زبان فارسی وجود دارد.
در دوره ی آق قوینلو ها، برای آموزش خوشویسی، مراکزی ایجاد گردید. بهنگام خدمت سلطان خلیل به عنوان والی، نقاشخانه ی شیراز تاسیس شد. نمونه های عالی هنر کاشی سازی دوره ی قره قوینلو، گؤک مسجد تبریز است. داخل مسجد و درب ورودی آن با کاشی های گلدار آبی و فیروزه ای، تزئین شده اند. کاشی های آبی، با اشکال گل، به رنگ زرد طلایی تزئین گردیده اند. ضمنا در هنر کاشی سازی، مهم ترین سازه ای که، انواع مختلف کاشی را در آن می توان مشاهده کرد، همین مسجد است.
نتیجه: علیرغم مبارزات و رقابت های سیاسی موجود بین قره قو ینلو ها و آق قوینلو ها، روابط فرهنگ بین دولت های تیموری و ترکمن ادامه داشت. چنان که فرمانروایان دولت های ترکمن، همانند دوره ی تیموری، با حمایت از علما، ادبا و شاعران، قدرت سیاسی خود را افزایش دادند و باعث تسریع حرکت ادبیات و هنر ترکان شدند. در کنار مجادلات سیاسی قره قوینلو ها و آق قوینلو ها، در نقاط تلاقی فرهنگ و ادب تیموری و عثمانی، دو سبک متفاوت ایجاد شد، و پلی مهم از منظر فرهنگ و ادب ترک پدید آمد. در این دوره، اهمیت دادن به هنرمندان ایرانی تبار ــ که در قلمروی حاکمیت قره قوینلو ها و آق قوینلو ها می زیستند، از نظر تاثیرات ادبیات فارسی، قابل توجه می باشد. علاوه بر آن، روابط حکومت های ترکمن با محیط ها و محافل صوفیانه و تاثیر آن بر ادبیات ــ در مرز بین هرات، تبریز و استانبول ــ باعث پیشرفت فرهنگ و ادب ترکان شده است.

توضیح مترجم : مقاله ی ادبیات و هنر دوره های قره قوینلو و آق قوینلو و سهم فرمانروایان ترکمن در آن، را خانم
دکترعایشه آتیجی آرایانجان، عضو هیئت علمی رشته ی تاریخ دانشگاه هیتیت واقع در شهر اوردو به نگارش در
آورده اند، ازآن مقاله بخش سهم فرمانروایان ترکمن در هنرو ادبیات آن دوره، ترجمه شد.
------------------------------

همچنین ذیلاً عنوان مقاله ای به زبان ترکی استانبولی و درباره نقش زنان در اداره و سیاست حکومتهای قره قویونلو و آق قویونلو : با تکیه بر نقش خاتون جان بیگم و سارا خاتون را در اینجا آورده شده است. نویسنده مقاله خانم دکتر عایشه آتیجی آرایانجان (فارغ التحصیل رشته تاریخ دانشگاه آنکارا) است.